تایجو اوکی بالاخره بعد از پنج سال تصمیم می گیرد درباره احساساتش با یوزوریها صحبت کند. ناگهان نوری در آسمان ظاهر می شود و با تابیدن این نور همه انسان ها تبدیل به سنگ می شوند.
پس از هزاران سال، تایجو از پوسته سنگی اش بیرون می آید و به دنبال دوست قدیمی اش سنکو می گردد که شش ماه قبل از او از پوسته سنگی اش بیرون آمده است.
تایجو و سنکو تصمیم می گیرند با هم متحد شوند و تمدن انسانی را که از دست رفته، دوباره بازگردانند.