کم نیستند کسانی که نان غم خستگان میخورند و باز طلبکار طعنه خویشاند به گندم بیگناه و نیز بسیارند کسانی که غم نان درماندهگان دارند و باز بدهکار باور باراناند به قحطسال این روزگار دریغا بامداد...! من در غیاب تو چیزها دیدهام غریب؛ یکی..همین حلاوت نان است: پخته به خون خویش و جگرخای دردی که مرگ، دردی که مشترک...!